نظر علي الطالقاني
156
كاشف الأسرار ( فارسى )
چون كلام آن مظلومه به اينجا رسيد ، ابو بكر به سخن در آمد و بعد از سخنان چند گفت : شنيدم از رسول خدا كه گفت ما گروه انبياء ميراث نمىگذاريم ، نه طلا و نه نقره و نه خانه و نه ملك و مزرعه ، و نيست ميراث ما مگر كتابها و حكمت و علم پيغمبرى و آنچه طعمهء ما است ولىّ امر خلافت بعد از ما در آن حكم مىكند به حكم خود . و من حكم كردهام كه آنچه تو از ما طلب مىكنى صرف اسبان و اسلحه شود كه مسلمانان با كفّار قتال كنند و اين را به اتّفاق مسلمانان كردهام و در اين امر تنها نبودهام و اموال خود را از تو مضايقه ندارم . آنچه خواهى بگير . تو سيّدهء امّت پدر خودى و شجرهء طيّبهء از براى فرزندان خود . انكار فضل تو كسى نمىتواند كرد . حكم تو نافذ است در مال من ، امّا در مال مسلمانان مخالفت گفتهء پدر تو نمىتوانم كرد . پس آن مظلومه فرمود : سبحان اللّه ، هرگز پدر من مخالفت احكام كتاب خدا نمىكرد و پيوسته پيروى آيات و سور قرآنى مىنمود . آيا با مكرى كه مىكنيد افتراء بر پدر من مىبنديد ؟ و اين حيلهء شما بعد از وفات او شبيه است به آن مكرها كه در هلاك او مىكرديد در ايّام حيات او . اينك كتاب خدا حاكم عادلى است ميان ما و شما . ميراث يحيى و سليمان در قرآن مذكور است و قسمت مواريث در ميان ذكور و اناث در كتاب الهى صريح است . بلكه نفسهاى شما زينت داده است براى شما امرى را ، پس صبر مىكنم صبر نيكو و از خدا يارى مىطلبم بر آنچه وصف مىكنيد . پس ابو بكر گفت : خدا راست گفته و رسول خدا راست گفته و تو كه دختر اوئى راست مىگوئى . بعد از چند كلمهء ديگر كه ابو بكر گفت باز آن مظلومه بار ديگر به مردم خطاب كرده كه : اى گروه مردم كه به سوى قول باطل به سرعت مىرويد و از كردار قبيح چشم مىپوشيد ، آيا تدبّر نمىكنيد در قرآن يا بر دلها قفلها زده شده است ؟ نه ، چنين نيست ، بلكه بديهاى اعمال شما راه حقّ را از دلهاى شما بسته است و گوشها و چشمهاى شما را گرفته است و بد تأويلى كردهايد و به بدترين امور راهنمائى نمودهايد و ضلالت را به عوض هدايت اختيار كردهايد و به زودى بارش را گران و عاقبتش را قرين خسران خواهيد يافت در وقتى كه پرده از پيش ديدهها گشوده شود و عذابها كه در مكمن غيب است نزد شما هويدا گردد و ظاهر شود از براى شما از پروردگار آنچه گمان نداشته باشيد و آن وقت زيانكار مىشوند اهل بطالت و ضلالت .